X
تبلیغات
بچه هاي 88 صنايع سجاد

بچه هاي 88 صنايع سجاد


در جامعه ای که نگاه جنسیتی بر آن حاکم باشد، تنها اساس و مبنای روابط و ازدواج، نرینگی و مادینگی است و لاغیر. در چنین جامعه ای صحبت از فهم متقابل زوجین مضحک است. 

در اینجاست که شهوت، عشق معنا می شود و روابط سالم یک موجود "نر" با یک موجود "ماده" محال است. منظور از مناسب و کف بودن همان نر و ماده بودن است و بس! نتیجه ی چنین ازدواجی همان می شود که به قولی دو طرف از مقام هم تنی بالاتر نمی روند و هرگز بههمسری یکدیگر نمی رسند. 

سرنوشت چنین ازدواج هایی اگر طلاق حقوقی نباشد، طلاق عاطفی ست و ثمره ی چنین ازدواج هایی فاجعه است. انسان هایی که همیشه از خلاء های موهوم شخصیتی رنج می برند، خلاء هایی که از تضادهای آشکار و پنهان شخصیت والدین آن فرد نشات می گیرد.

چگونه می توان انتظار داشت که چنین جامعه ای راه تعالی در پیش گیرد، در حالیکه خشت اول بنای هر جامعه که خانواده است بر مبنای نادرستی قرار گرفته است؟!

نوشته شده در یکشنبه بیستم اسفند 1391ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |


بنا گذاشتن هر نهاد و بالاخص نهاد خانواده که به عشق و عقل، هر دو، نیاز دارد بر یک دروغ و فریب خویشتن (تغییر یک‌باره یک طرف برای انطباق با شرایط طرف دیگری)، سست‌کنندهٔ بنای آن از آغاز است. موفق‌ترین ازدواج‌ها آنهاست که دو طرف یکدیگر را چنان که هستند قبول می‌کنند و طرف دیگر را برای‌‌ همان چیزی که هست می‌خواهند و به انتخاب‌های یکدیگر در زندگی احترام می‌گذارند. به همین دلیل عقل اقتضا می‌کند که زن و مرد قبل از تصمیم به ازدواج چند سالی را با یکدیگر زندگی کنند تا بدانند طرف مقابل واقعا کیست و اگر او را به عنوان شریک زندگی انتخاب می‌کنند بدانند این شریک واقعا چه مشخصاتی دارد و آیا قابل اعتماد هست یا خیر.

جالب است اهل شریعت برای انتخاب شریک تجاری و سیاسی خود سال‌ها به خود وقت می‌دهند و با آن شریک محتمل به زندگی در سفر و حضر می‌پردازند تا وی را به خوبی بشناسند، اما در انتخاب شریک زندگی خود و اعضای خانواده به چنین چیزی قائل نیستند. البته علت اصلی آن است که زن را نه شریک زندگی، بلکه کالای جنسی و شیء تلقی می‌کنند که در چند ساعت خریده می‌شود. شرط گذاشتن مشتری برای کالا نیز برای آنها امری طبیعی به نظر می‌رسد. دختر و خانوادهٔ وی می‌توانند کالا را در شرایط استیصال با هر نوع بسته‌بندی (با روسری یا بدون آن، با چادر و بدون آن) به خریدار تحویل دهند و کاری ندارند خریدار منابع خود را چگونه به دست آورده است. بسیاری از خانواده‌های ایرانی ماندن دختر بدون ازدواج در سنین بالای بیست و پنج سال را شرایط استیصال تلقی می‌کنند

نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1391ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط حمید پوررضا| |

به نام بنیان دهنده نظام هستی...

من انعکاس وجود مقدسی هستم که بخشندگی را دوست می­دارد و من نه...

.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1391ساعت 10:48 قبل از ظهر توسط مهرزاد کریم پور| |

از مقدمه کتاب ضیافت افلاطون ترجمه ی محمد علی فروغی ،  که در چاپ های بعدی این پاراگراف حذف شد:

در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ...چرا؟!  چون اگر در جامعه روابط زن و مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارند و به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند.
نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1391ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |

چقدر وبلاگمون سوتو کور شده...

هیچ خبری نیست...

نه پستی ،نه نظری... حتی از آقای پور رضا و پستاشونم خبری نیست!!!

چه میشه کرد،همه ترم بالایی شدن دیگه،کسی فرصت نداره...

منکه دلم واسه اون روزای خوب وبلاگ خیلی تنگ شده...

یادش بخییییییییییییییییییییر

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مهر 1391ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط پریچهر باقرپور| |

در کتاب حاجی‌آقا نوشته صادق هدایت (1945)، حاجی به کوچک‌ترین فرزندش درباره‌ی نحوه‌ی کسب موفقیت در ایران نصیحت می‌کند:
 
توی دنیا دو طبقه مردم هستند؛ بچاپ و چاپیده؛
اگر نمی‌خواهی جزو چاپیده‌ها باشی، سعی کن که دیگران را بچاپی!
سواد زیادی لازم نیست، آدم را دیوانه می‌کنه و از زندگی عقب می‌اندازه!
فقط سر درس حساب و سیاق دقت بکن!
چهار عمل اصلی را که یاد گرفتی، کافی است، تا بتوانی حساب پول را نگه‌داری و کلاه سرت نره، فهمیدی؟ حساب مهمه!
باید کاسبی یاد بگیری، با مردم طرف بشی، از من می‌شنوی برو بند کفش تو سینی بگذار و بفروش،
خیلی بهتره تا بری کتاب جامع عباسی را یاد بگیری!
سعی کن پررو باشی، نگذار فراموش بشی، تا می‌توانی عرض اندام بکن، حق خودت را بگیر!
از فحش و تحقیر و رده نترس! حرف توی هوا پخش می‌شه،
هر وقت از این در بیرونت انداختند، از در دیگر با لبخند وارد بشو، فهمیدی؟
پررو، وقیح و بی‌سواد؛
چون گاهی هم باید تظاهر به حماقت کرد، تا کار بهتر درست بشه!...
نان را به نرخ روز باید خورد!
سعی کن با مقامات عالیه مربوط بشی،
با هرکس و هر عقیده‌ای موافق باشی، تا بهتر قاپشان را بدزدی!....
کتاب و درس و این‌ها دو پول نمی‌ارزه!
خیال کن تو سر گردنه داری زندگی می‌کنی!
اگر غفلت کردی تو را می‌چاپند.
فقط چند تا اصطلاح خارجی، چند کلمه‌ی قلنبه یاد بگیر، همین بسه!!
 
خیلی جالبه که بعد از 66 سال
هنوز هم در بر همان پاشنه می چرخد!!!
ظاهراً بچه‌های حاجی خوب به وصیت پدر عمل کرده‌اند.


نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |

دوست دارم بدونی که دلم میخاد

خوشی برات از آسمون بباره


IG2675K~C-Est-Toi-Que-J-Aime-Posters.jpg


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 11:19 قبل از ظهر توسط رويا ماموريان| |

كلاه قرمزي رو همشو ديدم عالي بود متن سناريو و پرسوناژ هاش يكي از يكي خلاقانه تر بودند و ايرج طهماسب اونقدر نرم و راحت وسط اين عروسكها واي ميسده و باهاشون بازي ميكنه كه انگار خودش هم جزو عروسكهاست يا اينكه اونها جز آدمهان. انگار نه متني در كاره نه كارگرداني انگار همش في البداهه است.

من عاشق جيگرم مخصوصا اون موقع كه با معصوميت خرانش ميگه "چرا ؟ چرا ؟ چرااا ؟" و عاشق اون حض كردناشم كه سرشو بالا ميگيره و از ته گلو يه صداي كيف كردن خاصي از خودش در مياره. نماد خركاري "باره" ! كه اونو مربوط ميكنه به بعد خريتش ولي در عين خريتش صادقه و دوست نداره كه كسي زير حرفش بزنه آخه آدمها اين روزها خودشونو به هر خريتي ميزنن كه بگن نگفتن ! اين چيزيه كه وقتي "جيگر" شدي ديگه زير "بارش" نميري و به هر قيميته پاي گفتن ها واي مي ايستي. گريمش با موهاي چتري شونه شده روي پيشوني پاكي چشماشو مميز تر ميكنه و پالون رنگيش نشون از دل شاد و بي شيله پيله اش داره


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 9:37 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |

یاد اون روزا بخیر

 

با دیدن این عکسا حتما خیلی از خاطراتتون زنده میشه...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط پریچهر باقرپور| |

خودش را سمیه معرفی می کند. چادرگل دار مشکی‌اش را کیپ گرفته. می‌گوید یک نگاه حلال است و بعد برای چند لحظه چادر را کنار می زند.


زنی است با صورتی گرد، بینی‌ کوچک، چشمانی مشکی، چانه ای که گود افتاده، لب هایی قرمز اما چروک و  صورتی پر از چین. می‌گوید: «۲۷ سال دارد.» اما به نظر می‌رسد ۳۵ سالی داشته باشد. او یک زن بیوه است که دوست دارد صیغه شود.


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 2:43 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |

زندگی خیلی کوتاه است، زمان زود میگذره
هیچ کسی نمیدونه فردا چه اتفاقی میافتد
هرگز همدیگر را تنها نگذارید
همدیگر را دوست داشته باشیم


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط حمید پوررضا| |


*دکتر صمدانی ، رئیس دانشگاه آمریکایی گلوبال در نامه ای از آقای میر فطروس خواست که دکترای افتخاری را که دانشگاه به ایشان اعطا کرده بود، پس بفرستد.*

:ترجمه و متن اصلی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 11:17 قبل از ظهر توسط حسین آماده| |

دانشگاه سيستان و بلوچستان بعنوان دانشگاه مادر در منطقه جنوب شرق شناخته شده است. این دانشگاه که در منطقه محروم سیستان و بلوچستان قرار دارد یکی از مجهزترین دانشگاههای کشور محسوب می‌شود...




ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 8:59 بعد از ظهر توسط پریچهر باقرپور| |

عرض کنم خدمت انور دوستان که چه خبر؟خوش میگذره؟هوا چقد سرده.به قول پور رضا سگ بزنه به این زندگی.تحقیق۱تکراری.بچه ها سرکلاس تکراری.استاد تکراری.کلاس تکراری.

شهریه چرا اینقد زیاد شدهههههههههههه.هزینه فرهنگی؟خب پول کم میارید از فرهنگ مایه نزارید حالا خوبه اساتید گرامی تو انداختنو کثیرالترم کردن ما کم نمیزارنا.۱۷واحد برداشتم۵۰۰تومن شده.دانشگاه ازاد ارزون تر درمیاد.

اومدیم بریم گوشیمونو عوض کنیم هرکدوم به طور متوسط۱۰۰تومن گرون شده.

تمام دنیا فهمیدن از لحاظ اقتصادی دارن میخورن زمین ما هنوز نفهمیدیم.

خلاصه اینکه اعصاب نمونده واسه ما.گفتیم میشنیم بازی دربیو نگاه میکنیم یکم از غمو غصمون کم میشه بازی ۲-۰برده رو تو ۱۰ دقیقه ۳-۲ باختیم.

خلاصه همه چی واضحه مثل تحقیق۱و۲ امار. ورشکستگی اقتصادی وفرهنگی.الودگی محیط زیست رقابت ناسالم انتخاباتی ولی نمیدونم چرا نمیفهمیم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 10:52 قبل از ظهر توسط حسین آماده| |

هیچ گاه از محبتت برای کسانی که دوستشان داری زنجیر نساز

اول حق زندگی برایشان قائل باش


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390ساعت 7:55 قبل از ظهر توسط حمید پوررضا| |

Design By : Mihantheme